حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 397

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم • از بد حادثه این جا به پناه آمده ایم

غزل 398

فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم • که حرام است می آن جا که نه یار است ندیم

غزل 399

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم • به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم

غزل 400

ما ز یاران چشم یاری داشتیم • خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم

غزل 401

صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم • به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم

غزل 402

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم • محصول دعا در ره جانانه نهادیم

غزل 403

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم • کز بهر جرعه ای همه محتاج این دریم

غزل 404

خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم • شطح و طامات به بازار خرافات بریم

غزل 405

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم • فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

غزل 406

صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم • وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم

غزل 407

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم • سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

غزل 408

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم • غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

غزل 409

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم • جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

غزل 410

سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم • که من نسیم حیات از پیاله می جویم

غزل 411

بارها گفته ام و بار دگر می گویم • که من دلشده این ره نه به خود می پویم

غزل 412

گر چه ما بندگان پادشهیم • پادشاهان ملک صبحگهیم

غزل 413

فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان • لب بگشا که می دهد لعل لبت به مرده جان

غزل 414

چندان که گفتم غم با طبیبان • درمان نکردند مسکین غریبان

قبلی212223
24
25
بعدی