حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 433

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی • لطف کردی سایه ای بر آفتاب انداختی

غزل 434

ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی • وان گه برو که رستی از نیستی و هستی

غزل 435

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی • تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

غزل 436

آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی • گردون ورق هستی ما درننوشتی

غزل 437

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی • شرح جمال حور ز رویت روایتی

غزل 438

سبت سلمی بصدغیها فوادی • و روحی کل یوم لی ینادی

غزل 439

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی • کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

غزل 440

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی • خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

غزل 441

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی • که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

غزل 442

به جان او که گرم دسترس به جان بودی • کمینه پیشکش بندگانش آن بودی

غزل 443

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری • خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری

غزل 444

شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری • یاران صلای عشق است گر می کنید کاری

غزل 445

تو را که هر چه مراد است در جهان داری • چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

غزل 446

صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری • به یادگار بمانی که بوی او داری

غزل 447

بیا با ما مورز این کینه داری • که حق صحبت دیرینه داری

غزل 448

ای که در کوی خرابات مقامی داری • جم وقت خودی ار دست به جامی داری

غزل 449

ای که مهجوری عشاق روا می داری • عاشقان را ز بر خویش جدا می داری

غزل 450

روزگاریست که ما را نگران می داری • مخلصان را نه به وضع دگران می داری

قبلی232425
26
27
بعدی