حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
بازگشت به غزل‌ها
قبلیبعدی
غزل 411

غزل 411 از دیوان حافظ

بارها گفته ام و بار دگر می گویم

که من دلشده این ره نه به خود می پویم

در پس آینه طوطی صفتم داشته اند

آن چه استاد ازل گفت بگو می گویم

من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست

که از آن دست که او می کشدم می رویم

دوستان عیب من بی دل حیران مکنید

گوهری دارم و صاحب نظری می جویم

گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است

مکنم عیب کز او رنگ ریا می شویم

خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است

می سرایم به شب و وقت سحر می مویم

حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی

گو مکن عیب که من مشک ختن می بویم

تفسیر

مرحبا بر شما که اصول و احکام خداوند را مو به مو انجام می دهید ولی هر گاه از خدا چیزی خواسته اید به شما نداده است و دوستان از شما خرده می گیرند. گوهر شما ایمان شماست. ناراحت نباشید این جزئی از وجودتان می باشد. روزی می رسد که قدرتان را بدانند هم اکنون نیز همراهی دارید که قدرتان را می داند.

کد QR

این کد آدرس سایت حافظک است؛ آن را اسکن کنید.