حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 127

روشنی طلعت تو ماه ندارد • پیش تو گل رونق گیاه ندارد

غزل 128

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد • بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

غزل 129

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد • نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد

غزل 130

سحر بلبل حکایت با صبا کرد • که عشق روی گل با ما چه ها کرد

غزل 131

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد • هلال عید به دور قدح اشارت کرد

غزل 132

به آب روشن می عارفی طهارت کرد • علی الصباح که میخانه را زیارت کرد

غزل 133

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد • بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

غزل 134

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد • باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

غزل 135

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد • نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد

غزل 136

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد • تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

غزل 137

دل از من برد و روی از من نهان کرد • خدا را با که این بازی توان کرد

غزل 138

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد • به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

غزل 139

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد • صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد

غزل 140

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد • یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

غزل 141

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد • چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

غزل 142

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد • شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد

غزل 143

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد • وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

غزل 144

به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد • که خاک میکده کحل بصر توانی کرد

قبلی678
9
10
بعدی