حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 163

گل بی رخ یار خوش نباشد • بی باده بهار خوش نباشد

غزل 164

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد • عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

غزل 165

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد • قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

غزل 166

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد • زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

غزل 167

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد • دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

غزل 168

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد • بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

غزل 169

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد • دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

غزل 170

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد • از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

غزل 171

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد • کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد

غزل 172

عشق تو نهال حیرت آمد • وصل تو کمال حیرت آمد

غزل 173

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد • حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

غزل 174

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد • هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

غزل 175

صبا به تهنیت پیر می فروش آمد • که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

غزل 176

سحرم دولت بیدار به بالین آمد • گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

غزل 177

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند • نه هر که آینه سازد سکندری داند

غزل 178

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند • وان که این کار ندانست در انکار بماند

غزل 179

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند • چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

غزل 180

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند • مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

قبلی8910
11
12
بعدی