حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 55

خم زلف تو دام کفر و دین است • ز کارستان او یک شمه این است

غزل 56

دل سراپرده محبت اوست • دیده آیینه دار طلعت اوست

غزل 57

آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست • چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

غزل 58

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست • که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

غزل 59

دارم امید عاطفتی از جانب دوست • کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

غزل 60

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست • آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

غزل 61

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست • بیار نفحه ای از گیسوی معنبر دوست

غزل 62

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست • تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

غزل 63

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست • در غنچه ای هنوز و صدت عندلیب هست

غزل 64

اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست • زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

غزل 65

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست • ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست

غزل 66

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست • که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست

غزل 67

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست • جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست

غزل 68

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست • حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست

غزل 69

کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست • در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست

غزل 70

مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست • دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست

غزل 71

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست • در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

غزل 72

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست • آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

قبلی23456بعدی