حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 19

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست • منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

غزل 20

روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست • می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

غزل 21

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست • گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

غزل 22

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست • سخن شناس نه ای جان من خطا این جاست

غزل 23

خیال روی تو در هر طریق همره ماست • نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

غزل 24

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست • که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

غزل 25

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست • صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست

غزل 26

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست • پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

غزل 27

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست • مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

غزل 28

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست • که مونس دم صبحم دعای دولت توست

غزل 29

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است • خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

غزل 30

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست • راه هزار چاره گر از چار سو ببست

غزل 31

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است • یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

غزل 32

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست • گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست

غزل 33

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است • چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

غزل 34

رواق منظر چشم من آشیانه توست • کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

غزل 35

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست • مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست

غزل 36

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست • دل سودازده از غصه دو نیم افتادست

قبلی12345بعدی