حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 343

چل سال بیش رفت که من لاف می زنم • کز چاکران پیر مغان کمترین منم

غزل 344

عمریست تا من در طلب هر روز گامی می زنم • دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می زنم

غزل 345

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم • زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

غزل 346

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم • محتسب داند که من این کارها کمتر کنم

غزل 347

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم • تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

غزل 348

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم • و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

غزل 349

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم • گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم

غزل 350

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم • بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم

غزل 351

حاشا که من به موسم گل ترک می کنم • من لاف عقل می زنم این کار کی کنم

غزل 352

روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم • در لباس فقر کار اهل دولت می کنم

غزل 353

چو گل هر دم به بویت جامه در تن • کنم چاک از گریبان تا به دامن

غزل 354

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن • مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

غزل 355

خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن • تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن

غزل 356

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن • در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

غزل 357

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن • منم که دیده نیالودم به بد دیدن

غزل 358

ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن • خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن

غزل 359

گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن • یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن

غزل 360

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن • دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

قبلی181920
21
22
بعدی