حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 307

هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل • هر کو شنید گفتا لله در قائل

غزل 308

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل • سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

غزل 309

عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام • مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام

غزل 310

مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام • خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام

غزل 311

عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام • و از خدا دولت این غم به دعا خواسته ام

غزل 312

بشری اذ السلامه حلت بذی سلم • لله حمد معترف غایه النعم

غزل 313

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم • مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم

غزل 314

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم • لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم

غزل 315

به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم • بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم

غزل 316

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم • ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

غزل 317

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم • بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

غزل 318

مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم • تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم

غزل 319

سال ها پیروی مذهب رندان کردم • تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم

غزل 320

دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم • نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم

غزل 321

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم • هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم

غزل 322

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم • به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

غزل 323

ز دست کوته خود زیر بارم • که از بالابلندان شرمسارم

غزل 324

گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم • همچنان چشم گشاد از کرمش می دارم

قبلی161718
19
20
بعدی