حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 181

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند • که به بالای چمان از بن و بیخم برکند

غزل 182

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند • محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

غزل 183

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند • واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

غزل 184

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند • گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

غزل 185

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند • تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

غزل 186

گر می فروش حاجت رندان روا کند • ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند

غزل 187

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند • نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

غزل 188

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند • که اعتراض بر اسرار علم غیب کند

غزل 189

طایر دولت اگر باز گذاری بکند • یار بازآید و با وصل قراری بکند

غزل 190

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند • ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند

غزل 191

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند • بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند

غزل 192

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند • همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند

غزل 193

در نظربازی ما بی خبران حیرانند • من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

غزل 194

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند • پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

غزل 195

غلام نرگس مست تو تاجدارانند • خراب باده لعل تو هوشیارانند

غزل 196

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند • آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

غزل 197

شاهدان گر دلبری زین سان کنند • زاهدان را رخنه در ایمان کنند

غزل 198

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند • گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند

قبلی91011
12
13
بعدی