حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 199

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند • چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

غزل 200

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند • پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

غزل 201

شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند • که زیرکان جهان از کمندشان نرهند

غزل 202

بود آیا که در میکده ها بگشایند • گره از کار فروبسته ما بگشایند

غزل 203

سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود • رونق میکده از درس و دعای ما بود

غزل 204

یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود • رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود

غزل 205

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود • سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

غزل 206

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود • مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود

غزل 207

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود • دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

غزل 208

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود • گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

غزل 209

قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود • ور نه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود

غزل 210

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود • تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

غزل 211

دوش می آمد و رخساره برافروخته بود • تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود

غزل 212

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود • و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود

غزل 213

گوهر مخزن اسرار همان است که بود • حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود

غزل 214

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود • تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

غزل 215

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود • که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

غزل 216

آن یار کز او خانه ما جای پری بود • سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

قبلی101112
13
14
بعدی