حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
بازگشت به غزل‌ها
قبلیبعدی
غزل 194

غزل 194 از دیوان حافظ

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

به فتراک جفا دل ها چو بربندند بربندند

ز زلف عنبرین جان ها چو بگشایند بفشانند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند

نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند

رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمانی چو می خندند می بارند

ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

بدین درگاه حافظ را چو می خوانند می رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند

که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

تفسیر

با یک اتفاق کوچک خیلی زود از پا در می افتی و فکر می کنی دیگر کارت تمام است. همه ی کارهایت نیمه تمام باقی مانده است. خودت می دانی اگر اراده کنی همیشه بهترین ها مال توست ولی تنبلی کرده و تدبیر کارت را به دست دیگری می سپاری. خودت را کنار نکش و همیشه در میدان کار و کوشش باش. تو موفق می شوی.

کد QR

این کد آدرس سایت حافظک است؛ آن را اسکن کنید.