حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک

دیوان غزل‌های حافظ

495 غزل در دیوان حافظ

غزل 271

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس • که چنان ز او شده ام بی سر و سامان که مپرس

غزل 272

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش • وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

غزل 273

اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش • حریف خانه و گرمابه و گلستان باش

غزل 274

به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش • به بوی گل نفسی همدم صبا می باش

غزل 275

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش • وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش

غزل 276

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش • بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

غزل 277

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش • گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

غزل 278

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش • که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

غزل 279

خوشا شیراز و وضع بی مثالش • خداوندا نگه دار از زوالش

غزل 280

چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش • به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش

غزل 281

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش • می سپارم به تو از چشم حسود چمنش

غزل 282

ببرد از من قرار و طاقت و هوش • بت سنگین دل سیمین بناگوش

غزل 283

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش • که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

غزل 284

هاتفی از گوشه میخانه دوش • گفت ببخشند گنه می بنوش

غزل 285

در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش • حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش

غزل 286

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش • و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

غزل 287

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش • دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش

غزل 288

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش • معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش

قبلی141516
17
18
بعدی