ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساخته ای یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداخته ای یعنی چه
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان
و از میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه
تغییر حالت شما همه را در بهت و حیرت فرو برده است. گاهی با رقیبان هم داستانید، گاهی با دوستان، قدر روزگار خود را نمی دانید و با همه سر جنگ و دعوا دارید. اطرافیانتان روی شما حساب می کنند ولی افسوس که همه را پراکنده نموده اید. مشکل شما و دل تسلی تان زمان درمان می شود که به خدا و بعد به خودتان بپردازید.
این کد آدرس سایت حافظک است؛ آن را اسکن کنید.