حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
حافظک
فالغزل‌هادرباره حافظک
بازگشت به غزل‌ها
قبلیبعدی
غزل 395

غزل 395 از دیوان حافظ

ما بی غمان مست دل از دست داده ایم

همراز عشق و همنفس جام باده ایم

بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند

تا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای

ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم

پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد

گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم

کار از تو می رود مددی ای دلیل راه

کانصاف می دهیم و ز راه اوفتاده ایم

چون لاله می مبین و قدح در میان کار

این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم

گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست

نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم

تفسیر

دل به دریا زده اید و از افشای رازتان هراسی ندارید. دیگر خسته شده اید و می خواهید همه کارها را یکسره کنید. تنها خودتان هستید که می توانید به اهدافتان برسید. برای کاری که انجام می دهید دلیل و مدرک دارید. حق کسی را هم پایمال نمی کنید. یکرنگ باشید تا مانعی سر راهتان سبز نشود و زودتر به حاجات خودتان برسید.

کد QR

این کد آدرس سایت حافظک است؛ آن را اسکن کنید.