خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه
دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه
به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است
هلال را ز کنار افق کنید نگاه
منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه
ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر
سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه
به عشق روی تو روزی که از جهان بروم
ز تربتم بدمد سرخ گل به جای گیاه
مده به خاطر نازک ملالت از من زود
که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم الله
آنچه خواسته ای و دلخواه توست به دستت می رسد و چرخ فلک آینده ای بسیار مبارک و عالی برایت رقم زده است و انتظار به سر رسیده، خجالت را کنار بگذار و از شوق اشک شادی بریز. با علی بگو و برای حفظ حاجت خویش و آینده ای روشن کینه ها را کنار بگذار و حسودان و رقیبان را عفو کن.
این کد آدرس سایت حافظک است؛ آن را اسکن کنید.