نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
عقل و جان را بسته زنجیر آن گیسو ببین
عیب دل کردم که وحشی وضع و هرجایی مباش
گفت چشم شیرگیر و غنج آن آهو ببین
حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست
جان صد صاحب دل آن جا بسته یک مو ببین
عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند
ای ملامتگو خدا را رو مبین آن رو ببین
زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد
با هواداران ره رو حیله هندو ببین
این که من در جست و جوی او ز خود فارغ شدم
کس ندیده ست و نبیند مثلش از هر سو ببین
حافظ ار در گوشه محراب می نالد رواست
ای نصیحتگو خدا را آن خم ابرو ببین
از مراد شاه منصور ای فلک سر برمتاب
تیزی شمشیر بنگر قوت بازو ببین
شما فکر می کنید این چند صباح زندگی را باید خوش بود و خوش گذراند. هر قدر که به شما می گویند فکر آینده هم باشید می گویید هستم ولی غافلید. دوستان تان با حیله و نیرنگ از شما سوء استفاده می کنند ولی نمی فهمید روزی می رسد که دیگر از عیش و طرب سیر شده اید که دیگر آه در بساط ندارید پس سرکش نباشید از زور قوت بازویتان الان استفاده کنید وقت برای خوشی زیاد است.
این کد آدرس سایت حافظک است؛ آن را اسکن کنید.